الشيخ المنتظري

331

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

رسانديم و به آن روح داديم و پس از چهار ماه كه در او روح روان كرديم او را به صورت جنين در آورديم . تاكنون جنين نبود ، يك قطعه خون بسته ، بعد هم يك قطعه گوشت كوبيده شده ، و مرحله بعد به صورت استخوان ، اينها هنوز به عالم تجرّد نرسيده اند ، يك مشت استخوان نرم است ، مرحله بعد روى همين استخوان گوشت كشيده مىشود و روى گوشتها پوست مىرويد . طىّ اين مراحل چهار ماه مىگذرد ، آنگاه يك حالت تجرّد هم پيدا مىكند ، روح پيدا مىكند و از حس و حركت برخوردار مىشود . حضرت امير ( عليه السلام ) ناگهان از علقه بودن به جنين شدن پرداخته و فرموده اند : « و جنيناً » و بعد از گذراندن مراحلى به صورت « جنين » انسانى پوشيده در رحم شده است . « جنين » طفلى است كه روح در آن پيدا شده و داراى حس و حركت است امّا داخل رحم مادر است ، و تا هنگامى كه در رحم مادر است به اعتبار اين كه پوشيده و مخفى است به آن « جنين » گفته مىشود . « و راضعاً » پس از گذراندن مدّت حمل به دنيا مىآيد و « رضيع » مىشود ، به اين اعتبار كه شيرخواره است . « و وليداً » و پس از آن وليد مىشود . « وليد » از مادّه « ولد » بر وزن فعيل و به معناى مولود يعنى زاييده شده است ، عرب به كودكى كه متولّد شده تا هنوز به راه نيفتاده « وليد » مىگويد ، و پس از آن با اسمها و اصطلاحات ديگر است . پس يك مرحله ديگرش « وليداً » است و مرحله ديگرِ آن « يافعاً » . « يافع » به معناى « مرتفع » است ، چون اين فرد قدش بلند مىشود و جوان رشيدى مىشود از آن تعبير به « يافع » فرموده اند . البتّه اينجا يك نكته ادبى وجود دارد و آن اين كه : « يافع » بر وزن « فاعل » از ثلاثى مجرّد است در صورتى كه فعل آن از باب افعال « ايفع » مىباشد و طبق قاعده اسم فاعل آن بايد بر وزن فعل مضارع آن باشد كه بر خلاف قاعده بر وزن « فاعل » آمده و فعل ثلاثى مجرّد هم از آن استعمال نشده است .